K2 Listing

K2 Listing

رشتکده، مدتی است با خود می اندیشم که ما جوانانی که نام خود را جوان انقلابی یا به نحوی دیگر جوانان نسل سوم انقلاب نامیده ایم در قبال همین مردم عزیزی که ما برایشان شور انتخاباتی ایجاد کردیم و خیابان را بستیم و پوستر پخش کردیم و در این کیمته و آن معاونت فعالیت کردیم ، احساس مسولیت داشته ایم؟! توانسته ایم آن طور که سنگ خیلی چیزها را به سینه زدیم، عمل کنیم؟

آری، ما نسبت به هرکس و هر شخص در هر پست و مقامی بیشتر مسولیم و بار این مسولیت که اگر آن را نادیده بگیریم بی شک در دوفردای دیگر از همین روزگاران اگر این ویروسی که فقط احساس قدرت میکند مجال زندگی و بقای امید را که داشتیماز چنگمان بیرون نیاورد! گریبانمان را میگیرد و کمرمان را میشکند و چیزی جز شرمندگی برای خودمان در مقابل پروردگارمان نمی ماند.
واقعا این ویروس توهم قدرت و اقتدار دارد، و ما مردم ایران زمین دوران سخت و جنگ و اندوه کم به خودمان ندیده ایم و تمام این ها را دست در دست هم گذراندیم و پرچم پیروزی برافراشتیم. وقتی میگویم ما باید کرونا را شکست دهیم به قلب مردمانم سرزمینم ایمان دارم، چون میتوانیم و روزی همین جوانان ماندند و ایستادند همچو لاله ی پرپر شده به پرچم و خاک ایران قدرت بخشیدند و خون دل ها خوردند و جان داداند و پر کشیدند.
امروز ما جوان آن زمان که در بهبهه انتخابات و بواسطه فعالیت هایمان که اگر بشود اسمش را در این روزهای تلخ که معرفت رنگ و بویی ندارد سیاسی گذاشت، مردم را حلوا حلوا کرده ایم و چنان شوری برای آرای پاکشان ایجاد کردیم که دیگر خیال خودمان هم جمع میشد که همه چیز خوب است و این سری با تمام سری ها توفیق دارد، اما باید گفت که خیر مردم عزیزمان به ما اعتماد کردند، به حرف هایمان بها دادند، به قول هایمان دل بستند و امیدشان را به همین چیزها گره زدند.ما جوانان مسولیم چون در این ایام روزها و شبهایی را که سپری میکنیم از هر انتخاباتی انتخابات تر است و از هر حزب و جناحی ، مینواند تشکیلاتی تر باشد. اینجاست که پای ایران و ایرانی و جانش در افکارم نقش میبندد و هرچه کلنجار میروم نمیتوانم آن رای ای که با یک جمله از سوی ما بر کرسی نشست را نادیده بگیرم.ما مسولیم چون جواب اعتماد ،اعتماد است. جوانان به پا خیزید و این بار برای سلامت و ناموسمان جوری دیگر بجنگیم، همانطور که در دوران هشت سال جنگ تحمیلی برای سلامت و ناموس و پا برجا بودن آب خاکمان جوری دیگر در مقابل توپ و گلوله جنگیدند.
مردم به ما رای اعتماد دادند و این خط مقدم جبهه ما است. همیشه جوانان نشان دادند که با یک یا علی هر دستاوردی که بخواهند برای برای سرزمین و ملت ایران رقم میزنند، امروز هم ایران و ملت ایران به ما جوانان بیشتر از هر زمانی نیاز دارد و باید از هر خدمتی که در توان داریم برای هموطنان و هم نوع خویش دریغ نکنیم.
و در آخر باز هم باید بگویم ما جوانان نسبت به رای اعتماد مردم مسولیم.

از آن بُرد گنج مرا، دزد گیتی
که در خواب بودم گهِ پاسبانی

صابر حسن پور

شاید حالا که این متن را می نویسم سرمست از ورود افرادی باشید که مورد حمایت شما بوده اند و احساس پیروزی می کنید. یادم هست ما هم این دوران را تجربه کردیم.

 

رشتکده،  نامه ای به خواهران و برادران اصولگرایم

صدایم را بشنوید

شاید حالا که این متن را می نویسم سرمست از ورود افرادی باشید که مورد حمایت شما بوده اند و احساس پیروزی می کنید. یادم هست ما هم این دوران را تجربه کردیم. دورانی که توانستیم افرادی که هیچ نام و نشانی از آنها پیش از این در هیچ جا نبود وارد مجلس کنیم. اما راستش را بخواهید من به خاطر نرفتن معدود افراد باقی مانده از جریانی که به آن تعلق دارم به مجلس ناراحت نیستم. از رای آوردن افراد مورد حمایت شما هم خوشحال نیستم. من فقط نگرانم. برادرانم، خواهرانم من نگرانم. نگران آن شور و شوقی که در هم نسلان خودم در دوره های پیشین انتخابات می دیدم و این دور هیچ خبری از آن نبود. حال خوبی که همیشه پیش از انتخبات در مردم بود. آن لبخند تلخی که قرارمان این بود تا به ثمر بنشانیم. لبخندی که قرار بود از ته دل باشد. قرار بود تا این مردم شاد باشند. امیدوار باشند. آینده را زیبا ببینند. قرار بود تا شوق زندگی را در دل ها زنده کنیم. ما می خواستیم تا همه در آرامش زندگی کنند مردم بخندند تا دشمن نخندد. میخواستیم تا آزادی های اجتماعی و مدنی را به مردم بازگردانیم تا همه آنقدر از بهار بگویند تا زمستان به روی خودش نیاورد که آمده است.
عزیزان من، برادرانم شاید از من بدتان بیاید هزار فکر درست و نادرست درباره من بکنید بیایید صدای من را هم بشنوید حالا که سرمست پیروزیتان هستید می خواهم بگویم شما پیروز نشدید ما هم نباختیم. زمستان پیروز شد. سرمایی که در دل ها نشسته است نگذاشت تا همه بیایند. رای آخر در دور دوم چهار سال پیش رای اول در دور اول این دوره انتخابات در رشت شده است از جای جای این کشور مصیبت زده ام همین اتفاق یعنی مشارکت پایین مردم به چشم می خورد.
من عادت ندارم چشم هایم را ببندم در مرام و اعتقاد من و رفیقانم هم نیست که چشم بر دشمنان قسم خورده این خاک ببندیم تنها دارم ذکر مصیبت می کنم و صمیمانه از همه کسانی که دل در گرو ایران دارند به عنوان یک فعال سیاسی اصلاح طلب به عنوان یک شهروند به عنوان یک جوان که خیره مانده است به زمستانی که نمی داند بهاری از پس خواهد داشت یا نه بیایید فکری به حال مردم کنیم. بیایید دوباره زنگ مهر و آشتی را به صدا در بیاوریم لباس های رزم را برای همدیگر از تن دراوریم و به خورشید سلامی دوباره کنیم. 
باور کنید ما غریبه نیستیم ما همین بچه محل های قدیمی همان هم مدرسه ای های سابق ما همان هاییم که از خیابان از کنار هم رد می شویم. ما در غم ها و شادی های هم شریکیم. ما همه در هر آنچه بر ما رفت و می رود شریکیم. بیاید خودتان را جای ما بگذارید اگر این همه بی مهری چون ما دیده بودید مثل ما با خنجری در پشت و چشم های نگران و صورت های سیلی خورده پای این انقلاب و نظام میماندید و سکوت پیشکشتان باز هم در انتخابات می ماندید و مردم را دعوت به اعتماد و رای که همان اعتماد به نظام است می کردید؟ 
منتی بر سر کسی نداریم و گله ای هم نداریم راهی را انتخاب کردیم تا هم صدای مردم باشیم و هم برای نظام جمهوری اسلامی ایاران سینه سپر کنیم. حالا اگر بپذیرید که همه ما هر کدام به میزانی شکست خورده ایم حتی اگر قرار باشد به سینه قبرستان هم بفرستینم جنازه ام دست هایتان را می بوسد اگر صدای مردم را بشنوید اگر بپذیرید همه شکست خورده ایم و حالا به اتفاق تنها می توان دوباره بهار را بر زمستان پیروز کرد و گرمای خورشید را بر دل ها نشاند و لبخند را بر صورت های زیبای این مردم بازگرداند. باور کنید ما همه شکست خورده ایم.
یا حق

محمدرضا ابراهیمی

 

رشتکده، در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی قرار داریم و به زعم برخی از کارشناسان میزان مشارکت مردمی در انتخابات پیش رو به حداقل ممکن خواهد رسید و حضور حتی بخشی از طیف موسوم به خاکستری نیز در اسفند ماه پای صندوق آرا بعید به نظر میرسد.

فارغ از تصدیق یا رد این نظریه سوال اینجاست که چرا در آستانه اکثر انتخابات های بیش از یک دهه اخیر این چالش مطرح شده و عدم مشارکت در اصلی ترین رکن جمهوریت یعنی انتخابات دغدغه ای پیش روی دلسوزان نظام است؟؟؟

با یک بررسی ساده می توان به این نتیجه رسید ساختار سیاسی کشور که حوزه های اقتصادی و اجتماعی را به عنوان زیر مجموعه یدک می کشد توانایی همگامی با مطالبات حداکثر افراد جامعه را ندارد و این گام اول مشروعیت زدایی از یک حکومت می باشد که باید در راستای رفع این معضل در ابتدای راه اقدامات مقتضی و البته کارشناسی صورت گیرد.

در کشورهای در حال توسعه سایه سنگین سیاست بر حوزه های دیگر علی الخصوص اقتصاد، باعث تاثیر مستقیم تصمیم سازی سیاسیون بر معیشت مردم گردیده است و به این دلیل دربرگیری و درگیری اقشار جامعه حتی تا پایین ترین سطوح با مسائل سیاسی بیشتر است و این در حالی است که بواسطه شرایط زندگی، آگاهی و مطالعه این طیف ها از مسائل روز و تحلیل رویدادها بسیار اندک می باشد که این شرایط روزنه ای ایده آل برای تزریق افکار پوپولیست و رشد این دیدگاه در جامعه می باشد.

از دهه هفتاد جامعه سیاسی ایران به دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب تفکیک شد.
برخی جریان اصولگرایی را زاییده انقلاب و متولد سال ۱۳۵۷ همزمان با پیروزی انقلاب می دانند لیکن این نظریه به دلایل مختلف مردود است چرا که بسیاری از فعالین این طیف در ابتدای راه حتی حضور در گعده های سیاسی را امری نادرست دانسته و تعریف آنها از یک انقلابی فردی فارغ از بازی های سیاسی و جان برکف در میدان جهاد بود و این موضع کاملا با روند ایجاد جریان اصولگرایی که با هدف قبضه فضای سیاسی کشور ایجاد گردیده بود و به هیچ دیدگاهی خارج از دایره خودی ها مجال عرض اندام نمی داد کاملا در تضاد بود و می توان به صورت مصداقی انقلابیون شاخصی را نام برد که از همان ابتدا، راه خود را از این جریان های سیاسی جدا و انقلابی بودن را به حضور در گعده یقه سفیدهای سیاست زده منفک کردند.
بدون شک هر دو طیف سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب انشعابی از جریان انقلابی حاضر در دو دهه اول انقلاب هستند که در ادامه مسیر با یارکشی دکترین خود را ارجع به دیگری و نسخه ای کاربردی در زمان خود برای ادامه راه نظام می دانستند و هر یک هم دلایل و توجیهاتی برای این ادعا داشتند لیکن نکته قابل توجه در این بین فقدان شناخت و درک صحیح این طیف از مطالبات بروز و متغیر افراد جامعه علی الخصوص جوانان و دانشجویان به عنوان نسل بعدی مدیران از حاکمیت بود که آبستن مشکلات امروز در کشور گردید...

تشکیل ساختار سیاسی کشور از طیف های مختلف، آزادی بیان و ارائه افکار و سلیقه های متفاوت باعث پویایی یک جامعه می گردد اما گام اول پس از ایجاد یک جریان سیاسی بکارگیری ظرفیت فعالین و خواص طیف مذکور جهت ارائه نقشه راه، بیان شفاف خط مشی و چشم انداز و آموزش نسل بعدی در قالب احزاب میباشد که عدم ارائه این عملکرد قطفا نتیجه ای جز گسست نسلی حتی در یک طیف واحد سیاسی نخواهد داشت.

متاسفانه هر دو جریان سیاسی کشور با این نقطه ضعف فاحش وارد میدان شده و با رویکردی انقباضی و بکارگیری از یک دامنه کوچک لغت به جای تشریح اهداف و تعریف خط مشی تنها به بیان کلیدواژه های گنگ و مختص ویترین پرداختند و به همین دلیل هیچ یک موفق به ایجاد ارتباط و نزدیکی به لایه های مختلف مردمی نشدند و مردم نیز هر بار پس از گذشت یک دوره در فضایی انحصاری خسته از گفتمان بی حاصل یک طیف دل به وعده های توخالی جریان روبرو بسته و...

یقینا این رویکرد تاریخ مصرف داشته و با توجه به مولفه هایی همچون ارتقای سطح ارتباطات در عصر تکنولوژی، رشد کیفی مطالبات مردمی، عدم ارتقا کیفی و حتی کمی هر دو جریان سیاسی و البته دسیسه ها و توطئه های دشمن با بکارگیری هر نوع ابزاری به فساد پیش از موعداین کالای تکراری کمک می کند که بازخورد این موضوع دقیقا همان استرس و نگرانی ها از عدم حضور مردم پای صندوق ها در نظامی مزین به نام جمهوریت خواهد شد که در سالهای اخیر با آن دست به گریبانیم...

باید پذیرفت که امروز نه نُسَخ سنتی و منسوخ اصولگرایی با نامزدهای عبوس و خشکی که گویی سی سال در یک باکس منجمد شده بودند و همین چند دقیقه پیش یخ جنابشان آب گردیده چاره حل مشکلات و پاسخگویی به انباشت مطالبات است و نه نوشداروی تحت لیسانس آن ور آبی ها که اصلاح طلبان همواره پس از مرگ سهراب ها دوان دوان به میدان می آورند و هنوز جای مشخصی برای تزریق آن بر این پیکر بی جان نیافته اند جذابیتی برای جامعه دارد.

امروز بیش از هر مسئله ای مردم از نفس این اختلافات و هزینه چند دهه پافشاری بر این اعتقادات غلط پرداخت شده و گویا تمامی ندارد گلایه مند بوده و هستند.

مطالعه تاریخ به وضوح نشانگر این مهم است که گسست نسلی، فاصله بین مردم و حاکمیت و قهر با صندوق رای گام های ابتدایی فاجعه ای بزرگ‌ است پس اگر دلسوز حقیقی و دلواپس راستین انقلاب هستیم غبار غفلت را از چشم ها غسل داده و به فکر چاره ای برای ادامه راه باشیم..

محمدرسول محمدپور

رشتکده،  استاد محمود دولت آبادی در یادداشتی که صبح فردا در روزنامه ایران منتشر خواهد شد در غم از دست دادن سردار شهید حاج قاسم سلیمانی نوشته است:

 

به پا گر خَلَد خاری آسان برآید

چه سازم به خاری که در دل نشیند!

 

از لحظه‌ای که خبر فاجعه ترور سردار قاسم سلیمانی را شنیدم، مفهوم این عبارات بالا ذهنم را رها نمی‌کند: چه سازم به خاری که در دل نشیند؟ و از خود می‌پرسم آیا این است سرنوشت همه فرزندان شایسته این آب‌وخاک، با هر اندیشه و هر گرایشی؟ انهدام؟

 

باری… ایران بار دیگر یکی از فرزندان شایسته خود را با دریغ تمام، از دست داد. شخصیتی که سدی سترگ در برابر خون آشامان داعش برآورد و مرزهای کشور ما را از نکبت حضور آنان ایمن داشت.

من نیز در اندوه عمیق از دست دادن آن انسانی که شخصاً دورادور دوست می‌داشتمش، سوگوارم.

 

محمود دولت‌آبادی

وجه تمایز ایران با بسیاری از کشورهای جهان قدمت تاریخی و فرهنگی آن است و این امر به‌واسطه جامعه‌ای فرهیخته است که سده‌ها پیش در فلات ایران زندگی می‌کردند.

 

رشتکده،  در این بین «رشت» به‌عنوان پایتخت غنی فرهنگ ایران از دیرباز شهرتی جهانی داشته است. مقاومت و پایداری میرزا کوچک جنگلی به‌عنوان رهبر نهضت جنگل در برابر قدرت‌های استعمارگر، مبارزات مشروطه و نقش پررنگ رشت در این عرصه، حضور ادبا و دانشمندان در حوزه‌های مختلف علمی و خیل قهرمانان ورزشی ملی و بین‌المللی، جایگاه رشت را در تاریخ معاصر تثبیت کرده است.

در عصر ارتباطات کمتر روزی را سراغ داریم‌ که موفقیت‌های رشت و رشتوندان تیتر رسانه‌ها نباشد و این امر در کنار موقعیت خاص توریستی و سایر موارد منحصر به رشت مصداق و حجتی برای اثبات ظرفیت‌های موجود در رشت است.

لیکن این روزها حال رشت خوب نیست…! فقدان برنامه محوری و عدم سیاست‌گذاری صحیح باعث گردیده که انباشت مطالبات در رشت، شهری که روزگاری به‌عنوان شهر اولین‌ها در مسیر توسعه پیشرو محسوب می‌گردید امروز درگیر مسائل روزمره خود می‌باشد.

رشت شهر شعر، ادب، عشق و فرهنگ است. این نگین سبز ایران این روزها محتاج نگاهی ویژه است. باید با پیوند تپش قلوب هر آنکه به این شهر دل‌بستگی دارد و ایجاد اتحاد و همدلی نقاش چشم‌اندازی رویایی برای رشت باشیم.

بهادر سبحانی پور

کسی نیست که نام رشت را بشنود و کلیدواژه فرهنگ در ذهنش مرور نشود. مردم شهر رشت نماد فرهنگ در کشور هستند. مردمان دروازه اروپا هنوز هم همانند گذشته فرهنگی و فرهنگ دوست هستند.

رشتکده،  یـِپرم داویدیان گانتاکتسی را می‌توان اولین غیربومی معروف در گیلان و رشت نامید که نقش به سزایی در تحولات تاریخی این استان و مرکز آن داشته است. یپریم خان همان مردی است که با کمک همسرش آناهید بانو تعداد ۱۰ قبضه سلاح ماوزر را برای مجاهدان گیلانی فراهم کرد تا اولین انبار مهمات مشروطه خواهان گیلان تشکیل شود.

از نقش یپریم خان ارمنی در نهضت جنگل که گذر کنیم، یکی از مهم‌ترین چهره‌های غیر گیلانی و تأثیرگذار در رشت دکتر ابراهیم حشمت طالقانی است. مردی که یاور میرزا کوچک خان جنگلی در تمام لحظات بود و یک آن در وفاداری خود پا پس نکشید.

دکتر حشمت برای مردم شهر رشت عزیز است و او را عزیز می‌شمارند. در رشت میدانی به نام این پزشک و مجاهد جنگلی و همچنین یک بیمارستان تخصصی قلب و چهارراهی که در نزدیکی این بیمارستان قرار دارد نام جاویدان دکتر حشمت را یدک می‌کشند.

همچنین یکی از دغدغه‌ها و مطالبات مردم فرهیخته شهر رشت، پیگیری بهسازی مزار این شهید راه آزادی است. گفتنی است از دکتر ابراهیم حشمت طالقانی تندیسی در میدان حشمت شهر رشت نصب شده است.

دیگر غیربومی تأثیرگذار در رشت را می‌توان نصرت رحمانی دانست. شاعری بلندآوازه که هیچ‌کس توان انکار کردنش را ندارد. مردی از محله پامنار تهران که سال‌ها در رشت زندگی کرد و در همین شهر نیز جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. نصرت شاعری محبوب و معروف در عصر خود بود اما شاید به دلیل عدم حضور خانواده این شاعر معاصر در رشت، نام این شاعر بزرگ مغفول مانده است.

مزار نصرت رحمانی در گورستان سلیمانداراب رشت در نزدیکی مزار شیون فومنی، میرزا کوچک خان جنگلی و همچنین جهانگیر سرتیپ پور شهردار اسبق رشت، شاعر، ترانه‌سرا، آهنگساز، نویسنده و هنرمند فرهیخته است و مردم رشت عزیزش می‌شمارند.

اما آخرین نفر از این لیست که در اینجا ه آن اشاره می‌کنیم، مهندس استاد روبرت واهانیان است. معمار، پژوهشگر و گیلان شناس مطرحی که خدمات بسیاری به رشت و مردمانش هدیه داده است.

استاد واهانیان اصالتاً تبریزی بوده و سال‌هاست به‌واسطه دعوت شهردار وقت رشت به این شهر آمده و اقدامات بسیار مثبتی را نیز انجام داده است. این معمار برجسته در شهر رشت تأثیرات پیدا و پنهان بسیاری داشته است. از مهم‌ترین اقدامات این استاد برجسته بازسازی ساختمان تاریخی شهرداری رشت معروف به ساختمان ساعت پس از زلزله سال ۶۹ است. او همچنین به علت عدم وجود شرایط خاص نگهداری اسناد تاریخی در رشت تمامی مکاتبات اداری موجود از شهرداری رشت را جمع‌آوری و دسته‌بندی کرده و برای نگهداری به سازمان اسناد و کتابخانه‌های کشور در تهران فرستاده است. این اقدام کاری ارزشمند در جهت جلوگیری از نابودی این اسناد بود.

اما آنچه امروز در رشت و در نشست تخصصی «رشت پژوهی» در پژوهشکده گیلان‌شناسی رخ داد اظهارات جالب شهردار رشت بود. حاج‌محمدی که خود یک شهردار غیربومی برای رشت است، در مواجهه با استاد واهانیان گفت: بنده تعریف مهندس واهانیان را بسیار شنیده بودم و بسیار علاقه‌مند بودم که ایشان را از نزدیک ملاقات کنم که امروز این امر اتفاق افتاد.

چنین اظهارنظری از سوی یک شهردار غیربومی که شاید انتظار آن می‌رفت چنین موضوعی اصلاً برای او دغدغه نباشد بسیار قابل‌تأمل است. این شاید گوشه‌ای از فرهنگ و ادب و تاریخ مردم گیلان را نشان می‌دهد که در مهمان‌نوازی هرکسی را به خود جلب کرده و می‌تواند هر فردی را «رشتینیزه» کند.

این بخش کوچکی از تأثیر فرهنگ مردم فرهیخته شهر رشت است که نشان می‌دهد می‌توانند در جذب هرکسی برای خدمت توانمند باشند. البته باید اعتراف کرد که در هر جایی بد و خوب وجود دارد و هستند غیربومی هایی که بجای مطرح شدن نامشان درخدمت، به دلیل باج گیری شهره عام و خاص هستند که در مطلبی دیگر در جایی مناسب به آن پرداخته خواهد شد.

معین حسن زاده

از شهر من همین بس که در تلاطم تند بادها و طوفان های تاریخ همچون سروی ستبر ریشه از خاک پاک خود بیرون نکشید و به بهانه ضربه های تبر بیگانگانِ متجاوز و مغرض و خودی های خود فروخته سایه از سر فرزندان خود برنداشت.

رشتکده،  از شهر من همین بس که محجوب است و پرغرور، مظلوم است و سرافراز، سبز است و دلربا، نامدار است و خاضع...

از شهر من همین بس که مهد فرهیختگان و بزرگانی شد که جهانی در برابر بزرگی و علم و معرفتشان سر تعظیم فرود آورده و نام های بزرگشان تا ابد طلایه دار بشریت خواهد بود.

از شهر من همین بس که مردمانش در برابر ظلم سر خم نمی کنند و از مشروطه و پیل داربُن تا جنگ نابرابر ۸ ساله را میدان داری کردند و در صف اول مدافعین حرم اهل بیت عاشقانه ها سرودند...

آری از هر چه بگذریم سخن رشت خوش تر است...
شهر خسته من، شهر اولین ها، شهر پیروزی ها، شهر نغمه های عاشقانه این بار چشم به راه گامهای فرزندان خود برای شروعی دوباره است.
شروع دوباره به زندگی...

رشت را باید زندگی کرد
در روزهای بارانی
در شب های روشن
در گذر فرخ
در بافت تاریخی و کوچه های ساغریسازان
در پیاده راه نوین و عمق قدمت بازارش...

آری از هر چه بگذریم سخن رشت خوش تر است...

محمدرسول محمدپور

شهر باران‌های نقره‌ای در طول سده‌ها همواره آبستن اتفاقات و حوادث مختلف بوده و تاریخ‌سازی جزو شاخصه‌های شهر اولین‌ها است.

 

رشتکده، لیکن در پس همه حوادث خوب و بد این نام رشت بود که جاودانه گردیده و به‌عنوان نگین پیشانی‌بند سبز شمال کشور می‌درخشد و یادآور این مهم است که از هرچه بگذریم سخن رشت خوش‌تر است.

شاید ازاین‌رو است که با وجود اینکه هنوز چند سالی از نام‌گذاری ۱۲ دی به‌عنوان روز رشت نمی‌گذرد، اما رشتوندان از هر قشری برای برگزاری هرچه باشکوه‌تر این رویداد سر از پا نمی‌شناسند! شهروندانی فهیم، صبور، فرهنگ دوست و عارف که هم سنگ هوای شهر خود لطیف و دلی به وسعت آسمان آبی و بیکران رشت دارند.

این روزها شهر خسته ما پس از عبور از بحران‌ها و ناملایمات به یک آرامش نسبی رسیده است و از چهارگوشه آن دوباره ندای توسعه به گوش می‌رسد. گویی سبزینگی و نشاط این بار در زمستان سرد با شاخه‌های خشک درختان این شهر آشتی کرده و قرار است حال رشت دوباره خوب باشد. گویی همه‌چیز مهیای یک بهار زودرس است.

آنان که دل در گرو رشت دارند ولی انگار حاشیه‌ها و اختلافات همچون غبار طی مسیر را برایشان میسر نمی‌کند و این مهم میسر نخواهد شد جز از خود گذشتگی و صرف فعل خواستن برای شهری که هرچه داریم از یُمن وجود آن و زیست ما در آغوش آن است.

مسئولین باید این واقعیت را درک کنند که امروز جا پای مفاخری گذاشته‌اند که در تاریخ ایران و جهان دارای جایگاه می‌باشند و کرسی‌های امروز آن‌ها روزگاری محلی برای جلوس فرهیختگان و دانشمندانی نام‌آور بوده و امروز باید به‌عنوان مدیران طراز اول این شهر با تأسی از آنان تنها به شکوفایی رست بی اندیشند.

به یاد داشته باشیم روزی پیروزی و بهروزی از آن ماست که همه در یک پیکر واحد زیر پرچم و بیرق رشت قرار گرفته و منافع عمومی برایمان اولویتی غیرقابل عبور باشد. روزی به آرمان خود خواهیم رسید که رشت را به بزرگی رشت ببینیم و بدانیم که لیاقت و شأن ما به‌عنوان یک رشتوند خیلی بیشتر از حال و روز امروز ما و شهرمان است.

ناکامی‌های گذشته را باید به دست فراموشی سپرد و توان و همت خود را برای ایجاد فردایی بهتر بکار گرفت باشد که نوستالژی روزهای دور با چشم‌انداز فردای فرزندانمان گره بخورد.

صفحه1 از12

درباره ی ما

پایگاه خبری رشتکده، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه رشتکده عضو شوید.