بین الملل |#54acd2

بین الملل

رئیس جمهوری با تکرار ادعاهای پیشین خود، مدعی شد ایران به خاطر مشکلات اقتصادی “به دردسر افتاده” است

 

رشتکده،  به نقل از خبرگزاری فرانسه، دونالد ترامپ با این حال گفت “آمریکا آماده مذاکره با ایران است.”

او مدعی شد: ایران به دردسر افتاده است. اقتصاد آنها دچار مشکلات جدی شده است. تولید ناخالص داخلی ایران ۲۰ درصد کاهش داشته که بی‌سابقه است؛ شاید هم ۲۵ درصد.

ترامپ در عین حال ادامه داد: ما با ایران گفت‌وگو خواهیم کرد. آنها می‌خواهند گفت‌وگو کنند. تحریم‌های اقتصادی و تعرفه‌هایی که بر ایران و کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند، به خوبی کار کرده است.

او افزود: ایران نمونه جالبی است. خواهیم دید که گفت‌وگو خواهند کرد یا نه. اگر گفت‌وگو کنند خوب است و اگر گفت‌وگو نکنند هم مشکلی نیست.

این ادعا از سوی ترامپ در حالی مطرح می‌شود که شاخص‌های اقتصادی از بهبود نسبی وضعیت اقتصادی کشور حکایت دارد و مسئولان کشورمان بر عبور ایران از شرایط سخت اقتصادی تاکید دارند.

مظنون اصلی اسرائیل است، زیرا از این طریق می‌تواند آتش تنش را داغ نگه دارد. دو مظنون بعدی آمریکا و عربستان هستند. هر دو این کشور‌ها در جریانات اخیر به‌شدت تحقیر شده‌اند.

 

رشتکده،  بحبوحه و هیاهوی خاورمیانه از حمله اخیر ترکیه به سوریه گرفته و حمله نامعلوم به نفت‌کش ایرانی در همین روز‌های اخیر تا حمله به آرامکو، همه نشان می‌دهد که هرچند بازی قدرت با نفت در جهان تغییر کرده و این منطقه کماکان قدرت نفتی‌اش کاهش داشته؛ اما هنوز هم می‌تواند بازی بازیگران اصلی در عرصه سیاسی جهان را تغییر دهد. مهدی حسینی، رئیس سابق کمیته بازنگری قرارداد‌های نفتی ایران و از کارشناسان ارشد بین‌المللی نفت، از اهمیت خاورمیانه از روز‌های دور تا امروز می‌گوید. او تأکید دارد که تنش‌های منطقه‌ای اثر منفی روی بازار نفت دارد و ممکن است نگاه‌ها را از این انبار انرژی در خاورمیانه به بخش کم‌ریسک‌تری که دو‌سوم نفت جهانی را تولید می‌کند، منتقل کند. 
حسینی تأکید می‌کند که این تنش‌های منطقه، صادرات اندک نفتی ایران را بسیار اندک تحت تأثیر قرار خواهد داد و مشکل اصلی تحریم است که باید به صورت ریشه‌ای حل شود. او می‌گوید: «.. درگیری‌ها در منطقه به نفع هیچ‌کس نیست و این تغییرات ممکن است سبب شود تا تحولات و تغییراتی در چیدمان بلوک‌های سیاسی رخ دهد. به این معنا که اگر ثابت شود یک کشور در حال تلاش برای اختلال در صادرات نفت و گاز به کشور‌های غربی است، قطعا ائتلاف علیه آن کشور ایجاد خواهد شد که این ائتلاف‌ها می‌تواند شکل و شمایل بلوک‌ها را کمی تغییر دهد».
‌همین چند روز قبل شاهد حمله نامشخص موشکی به یک نفت‌کش ایرانی بوده‌ایم. این اتفاق نشانه چیست و چه تبعاتی دارد؟آنچه مسلم است هرچه از این اتفاقات بیشتر رخ دهد، روی امنیت کشتی‌رانی و آبراهه‌های بین‌المللی اثر منفی می‌گذارد. پیش‌تر هم یک تانکر ایرانی در مرز عربستان و در دریای سرخ دچار مشکل شده بود و مزاحمت‌هایی را در دریای سرخ شاهد بودیم. به‌هرحال هنوز مشخص نیست حادثه جدید، از سوی کجا رخ داده است، اما اعلام شد سرنخ‎هایی پیدا شده و این حملات بی‌پاسخ نخواهد ماند. در شرایط فعلی اگر بخواهیم به‌دنبال متهم بگردیم، سه متهم در این زمینه می‌توان برشمرد؛ در مورد متهم اول باید بگویم تنها جایی که در منطقه از این تنش‌ها و برخورد کشور‌های اسلامی منطقه با یکدیگر حداکثر استفاده را می‌کند، اسرائیل است. در واقع مظنون اصلی اسرائیل است، زیرا از این طریق می‌تواند آتش تنش را داغ نگه دارد. دو مظنون بعدی آمریکا و عربستان هستند. هر دو این کشور‌ها در جریانات اخیر به‌شدت تحقیر شده‌اند. عربستان به‌واسطه آنکه حوثی‌ها توانستند این کشور را به جایی برسانند که برای مدتی هرچند کوتاه، کنترل بر نفت خود را از دست بدهد و نتواند از خاک و امنیتش دفاع کند. از آن‌سو آمریکایی‌ها با وجود فروش تسلیحات به منطقه، دریافتند که تسلیحات نظامی‌شان نتوانست به‌درستی عمل کند و عملیات علیه عربستان را خنثی کند و همین موضوع موجب ایجاد حقارت در آن‌ها شد. به‌تازگی آمریکا اعلام کرده برای حمایت از عربستان چند هزار تسلیحات نظامی به منطقه می‌فرستد و اعلام کردند هزینه آن را نیز خود عربستان می‌دهد که نشان می‌دهد عربستان به‌عنوان مزدور آمریکا در منطقه انتخاب شده است. این نیز نوعی تحقیر از جانب آمریکایی‌ها علیه عربستان است. به‌هرحال عربستان برای رفع این حقارت باید دست به اقدامی می‌زد. در واقع به عقیده من، هم عربستان و هم آمریکا برای انجام این رخداد، انگیزه داشته‌اند که البته تشخیص آن با نیرو‌های امنیتی و نظامی کشور است. مسلم آن است که ایران نشان داده که اگر بر او محرز شود کسی به کشور آسیب زده، از آن کوتاه نمی‌آید و شوخی هم ندارد. این خصیصه برای ما خوب است، زیرا اقتدار ایران را نشان می‌دهد، اما بد است زیرا مجموعه این عوامل سبب می‌شود تنش‌ها در منطقه افزایش یابد. این اتفاقات مجموعا روی بازار اثر منفی می‌گذارند. بازار چندان هم این موضوع را بزرگ ندیده است که البته اتفاق خوبی است. درست است که عربستان جنایت‌های زیادی کرده، اما فکر می‌کنم باید با این کشور مذاکره و فضایی صمیمی در منطقه ایجاد کنیم که اختلاف‌ها را با مذاکره حل کنیم، طبیعتا کمک می‌کند تا دشمنان واقعی ایران به‌ویژه اسرائیل، موفق نشوند و بتوانیم منافع مجموع منطقه را حفظ کنیم. به‌هرحال باید منتظر آینده بود، ولی باید در نظر داشت هر حادثه‌ای در این منطقه، روی بازار نفت اثر منفی خواهد گذاشت.
‌چقدر این اتفاق صادرات نفت ایران را متأثر کرده است؟به عقیده من، اکنون صادرات نفت ایران به‌صورت متعارف نیست و وزارت نفت در حال جنگ است که تا حدودی صادر کند. بزرگ‌ترین ضربه‌ای که به صادرات نفت ایران خورده ناشی از تحریم‌هاست. این ماجرا‌ها نمی‌تواند روی حجم کمی که صادر می‌کنیم، اثر بگذارد، بنابراین باید مشکل تحریم را به‌صورت ریشه‌ای حل کنیم. بااین‌حال این درگیری‌ها در منطقه به نفع هیچ‌کس نیست و این تغییرات ممکن است سبب شود تحولات و تغییراتی در چیدمان بلوک‌های سیاسی رخ دهد. به این معنا که اگر ثابت شود یک کشور در حال تلاش برای اختلال در صادرات نفت و گاز به کشور‌های غربی است، قطعا ائتلاف علیه آن کشور ایجاد خواهد شد که این ائتلاف‌ها می‌تواند شکل و شمایل بلوک‌ها را کمی تغییر دهد.
‌در فضایی که ایران و عربستان مشکل سیاسی دارند و در حوزه نفت هم دچار چالش هستند، روسیه به‎عنوان میانجی وارد شده است. با توجه به اینکه ما هر سه رقیب هستیم این کار چطور ممکن است؟روسیه اگر بخواهد برای روابط سیاسی ما میانجی باشد، ممکن است. سیاسیون باید بگویند روسیه در این میان مفید خواهد بود؟ شاید هم بد نباشد، چون روسیه روابط نزدیکی با ما دارد و روابط خوبی هم با اوپک برقرار کرده و عربستان هم با حجم تولیدش اوپک را رهبری می‌کند. در بازار نفت باید باور داشته باشیم که ما ضمن رفاقت‌های سیاسی که ممکن است هرجا داشته باشیم، در حال رقابت‌های اقتصادی هم هستیم و در بازار رقابت باید بسیار حواسمان جمع باشد. یادم هست زمانی ترکیه می‌خواست برای گاز سرمایه‌گذاری سنگینی در دریای عمان و خلیج فارس داشته باشد که هاب منطقه در گاز باشد؛ کشوری‎ که خودش واردکننده گاز است! در‌حالی‎که ما پارس جنوبی و تولید گاز بالا را داریم. وقتی ما این کار را انجام ندهیم، دیگران انجام می‌دهند. لزومی ندارد با هم دعوا کنیم، ولی رقابت سالم و درست بحث دیگری است. در چارچوب شناخته‌شده اقتصاد بین‌المللی می‌شود بسیار خوب عمل کرد. اگر منافع خودمان را همراه با منافع دیگرانی که با ما در این قضیه درگیر می‌شوند به حداکثر برسانیم، قدرتی خواهیم شد که می‌توانیم در بازار به‌خوبی رقابت کنیم، در غیر این صورت کلاه سرمان خواهد رفت.
‌نفت اکنون در این وضعیت پرآشوب خاورمیانه، با چه سرنوشتی روبه‌رو است؟خاورمیانه حدود ۷۰ درصد ذخایر نفت و گاز دنیا را دارد و به‌همین‌دلیل همیشه چهارراه حوادث مختلف بوده است. به‌خاطر وابستگی دنیا به منابع انرژی در این منطقه‏ سالیان طولانی این‌طور بوده که هرکس این بخش از جهان را کنترل کند، ‏ دنیا را کنترل خواهد کرد. انواع سیاست‌های اعمال‌شده در ۱۵۰ سال گذشته (عمر اکتشاف نفت) نشان می‌دهد کشور‌هایی که به‌عنوان انبار انرژی دنیا شناخته می‌شوند، همواره مورد تهاجم بوده‌اند و در برخی موارد نیز جنبش‌های ملی در جهت ملی‌شدن صنعت نفت در کشور‌ها از جمله ایران رخ داده است. در کنار التهاب در منطقه به‌واسطه وجود منابع انرژی گسترده‏ شاهد پیدایش اسرائیل در ۷۰ سال قبل نیز بوده‌ایم که با دو هدف دنبال می‌شد، یکی دلجویی از یهودیان که در آلمان مورد جنایت‌های متعدد قرار گرفته بودند. دوم، کاشتن عنصری در خاورمیانه که سوپاپ اطمینانی برای سیاست‌های برخی کشور‌های غربی در منطقه با هدف کنترل نفت باشد.
این اقدام با سیاست‌های انگلستان آغاز می‌شود و در مقطعی با ورود آمریکا به‌عنوان عنصر تازه‌وارد در بازار نفت ادامه می‌یابد. در چند سال اخیر نیز مستکبرین کوچک منطقه به فکر افزایش منابعشان افتادند‎؛ مثل صدام حسین که همیشه از زمانی که مرام‌نامه‌شان را نوشتند، متذکر این نکته بود که باید جایی مثل کویت را به خودشان ملحق کنند؛ چون انبار بزرگ نفت بود. همچنین برای عراق‏ جدایی خوزستان از ایران بسیار اهمیت داشت که فاجعه جنگ هشت‌ساله در پی آن رخ داد؛ اما امروز صحنه‌ها در حال تغییر است. در نظر داشته باشید که بعد از جریان جنگ اعراب و اسرائیل که در سال ۱۹۷۳‏میلادی رخ داد، اعراب با همکاری اعضای اوپک، اروپا را در سال ۱۹۷۵ تحریم نفتی کردند که در پی آن، قیمت نفت چهاربرابر شد. این موضوع باعث شد کشور‌های منطقه به این نتیجه برسند که می‌توانند بخشی از سیاست‌های سنگین غرب را کنترل کرده و عقب بزنند. این امر سبب شد تا اروپا و آمریکا به فکر مقابله با چنین رخدادی اقدام به تشکیل آژانس بین‌المللی انرژی کنند. هدفشان این بود که اولا سعی کنند وابستگی‌مان را به نفت خاورمیانه کاهش دهند و با افزایش راندمان‌های صنعتی خود، مصرف را پایین بیاورند. دوم، اقدام به جایگزینی نفت خاورمیانه کردند. بر همین اساس هم منابع انرژی گران مثل دریای شمال توسعه یافت و کشور‌های غیراوپک مثل عمان، مصر و روسیه نیز برای افزایش عرضه تشویق شدند. نتیجه آن شد که ۱۰ سال بعد، در نیمه دهه ۸۰ میلادی، قیمت نفت بعد از انقلاب به حدود ۴۰ دلار در هر بشکه رسیده بود، بر اثر اقدامات آژانس بین‌المللی انرژی، با سقوطی در سطح کمتر از ۱۰ دلار روبه‌رو شد که به شوک سوم نفتی معروف شد. با توجه به این ماجرا، کشور‌های نفت‌خیز منطقه خیلی تحت فشار قرار گرفتند. از سویی هم‌زمان با تحولات صنعتی، خودرو‌های آمریکایی که مصرف ۳۰، ۴۰ لیتری در روز داشتند، کنار گذاشته شده و خودرو‌هایی با مصارف ۵، ۶ لیتری ساخته شده‌اند. نکته دیگر مهم آن است که از سال ۸۸ میلادی، بورس انرژی تشکیل شد و این شرکت‌ها سهامشان را داخل بورس بردند که صحنه سیاسی و رابطه بین شرکت‌ها و دولت‌ها را کاملا عوض کرد. به عبارت دیگر شرکت‌ها لزوما مجری سیاست‌های دولت‌ها نیستند بلکه مراقب منافع سهامداران خود هستند؛ بنابراین نقش بورس‌ها در نفت بسیار تعیین‌کننده شده است و شرکت‌های نفتی در قیمت‌گذاری نقشی ندارند. اتفاق اثرگذار دیگر نفت‌های غیرمتعارف هستند. نفت‌های سنگین و فوق‌سنگین شیل، انقلابی در بازار نفت ایجاد کرده و بیشترین سود آن را آمریکایی‌ها می‌برند. درحال‌حاضر، آمریکا که ۲۰ میلیون بشکه مصرف و ۱۵ میلیون واردات داشت، امروز ۱۳ میلیون آن را خودش تولید می‌کند که هشت میلیون از طریق شیل است.
‌تضعیف اوپک از این زمان آغاز شد؟امروز در جهان، منابع نفتی بسیاری پیدا شده است و غیراوپکی‌ها در دریای شمال، خلیج مکزیک، آلاسکا، روسیه، سیبری، مصر، عمان، چین و آمریکا، بیش از دو برابر اوپک تولید می‌کنند. به بیانی دیگر، اگر امروز مصرف جهان حدود ۱۰۰ میلیون بشکه باشد، کمتر از ۳۱ میلیون آن را اوپک در شرایط پیک، تولید می‌کند. بنابراین با بازاری روبه‌رو هستیم که در آن، نقش تعیین‌کننده اوپک بسیار تضعیف شده است؛ خصوصا که در مقاطعی اختلافات درونی اوپک مسئله‌زا بود، اما چون اوپک در دهه‌های گذشته نقش متعهدانه‌ای را نسبت به بازار اعمال کرده و یک‌سوم نفت دنیا را تولید می‌کند، هنوز در تنظیم بازار اثرگذار است؛ اگرچه این اثرگذاری به خاطر اتفاقات جدید کم شده، اما هنوز هم تأثیرگذار است.
‌در حمله به آرامکو، همه چشم‌ها به‌سوی ایران خیره شد، درحالی‌که ایران نقش داشتن در این رویداد را به کل تکذیب می‌کرد. بااین‌حال، آسیب جدی به آرامکو سبب شد تا بازار نفت از آن متأثر شود. تعدد این اتفاقات، متقاضیان نفت را از تأمین نفت از خاورمیانه منصرف می‌کند؟به عقیده من در ماجرای حمله به آرامکو، دو سناریو می‌توان متصور شد. آیا می‌شود با یک حمله ۵.۷ میلیون بشکه در روز عربستان یعنی ۶۰ درصد تولید ماکزیمم این کشور از دور خارج شود؟ چون من تجربه‌ای هم در جریان انفجار چاه‌های نفت کویت توسط صدام حسین دارم که ما از طرف ایران برای کنترل این چاه‌ها رفتیم. در کویت، عراق سر هرکدام از چاه‌ها مواد منفجره گذاشته و شیر‌ها را منفجر کرده بود. در عربستان نیز چاه‌های آرامکو مورد حمله قرار گرفت. با توجه به آن تجربه، بعید می‌دانم این اتفاق توسط پهپاد رخ داده باشد. سناریوی اول آن است که تأسیسات آرامکو واقعا آسیب دیده‌اند که به نظرم دور از واقعیت است که چنین آسیبی بتواند اتفاق افتاده باشد. سناریوی دیگر بزرگ‌نمایی رخداد با اغراض سیاسی است. در سناریوی اول، قیمت بالا خواهد رفت. بسته به اینکه چقدر طول بکشد که تأسیسات ریکاوری شود و برگردد که صحبت از ماه‌ها و سال‌ها است، اما آنچه از عکس‌ها مشخص بود، دیدم پالایشگاهی بوده که ربطی به نفت خام ندارد و به بنزین و فراورده مربوط است و نشان دادند که در عربستان برای بنزین صف تشکیل شده است. تنها اتفاق این بود که واحد‌های فراورش نفت خام را زده باشند که آن واحد‌ها نمی‌تواند آثار درازمدت در حد اینکه در تلویزیون نشان داده می‌شد، داشته باشد؛ بنابراین سناریوی دوم بیشتر محتمل است. با توجه به سناریوی دوم، با فاصله کوتاهی عربستان گفت: ایران به تجهیزات آرامکو حمله کرده و ترامپ گفت: اگر عربستان بگوید ما تلافی می‌کنیم و عربستان به‌شدت علاقه‌مند بوده که آمریکا را با ما درگیر جنگ کند و خودش این کار را نکند؛ در واقع آمریکا فقط به چندجایی از ایران حمله کند تا از تحقیری که عربستان در این ماجرا شد، خارج شوند. چون عربستان واقعا در این ماجرا به‌شدت تحقیر شد و آمریکایی‌ها هم درباره پهپاد و بقیه ماجرا‌ها تحقیر شده‌اند. انگلیسی‌ها را هم با خودشان همراه کردند، چون موضوع کشتی‌شان در میان بود. درمجموع، این سناریو را بزرگنمایی کردند و این گاف را دادند که با فاصله کوتاهی آرامکو گفت: می‌خواهیم تا آخر سپتامبر به تولید قبلی برگردیم، اما اگر سیستم‌ها آن‌قدر آسیب دیده که پنج میلیون بشکه از دور خارج شده چطور ممکن است در کمتر از دو هفته به قبل برگردد؟ عکس‌العمل اول بازار، شوک بود و قیمت برنت بالای ۷۰ دلار رفت، اما بعد از این گاف، بازار پایین آمد؛ بنابراین سناریوی دوم بیشتر محقق است. خوشبختانه با وجود همه اشتباهاتی که آمریکا در سیاستش در قبال کشور ما داشته و دارد، در آن موضوع، گول عربستان را نخورد و درست عمل کرد.
طبق اخبار یکی از مؤسسه‌های اعتبارسنجی بین‌المللی، آرامکو که درحال‌حاضر و پس از این رخداد، باید به‌شدت اعتبارش افت می‎کرد، فقط یک درجه افت اعتبار داشته که نشان می‌دهد آسیب‌ها آن‌قدر سنگین نیست و کسی هم باور نکرده است. این سناریو برای این بود که ایران و آمریکا را مقابل هم قرار دهند و درگیری به وجود بیاید و آمریکا فهمید ایران شوخی ندارد.
‌آیا اکنون آمریکا به نفت خاورمیانه وابسته است که کنترل در این منطقه را طلب کند؟امروز آمریکا تحت رهبری ترامپ که بسیار بیزینس‌من است، به این نتیجه رسیده که با توجه به تولید بالای نفتی که دارد، آن‌قدر‌ها به نفت خاورمیانه نیاز ندارد، بنابراین چرا باید خودش را درگیر کند؟ آمریکا به‌خاطر عربستان خودش را با ایران درگیر نمی‌کند. امروز حتی در سوریه شاهد هستیم با وجود اینکه سال‌ها و سال‌ها از گروه معارضان و کُرد‌های شمال سوریه حمایت می‌کرد، ترکیه که می‌خواهد وارد شود، حتی پشت هم‌پیمانان خودش را خالی می‌کند که چرا من باید کشته بدهم و هزینه دهم. می‌شود گفت: کاملا حقیرانه است وقتی همه به‌خاطر حمایت‌های او کار می‌کردند پشتشان خالی شد و آمریکا خنجری را از پشت به آن‌ها زد؛ بنابراین حساسیت آمریکا به اندازه قبل نیست و آن‌قدر‌ها هزینه نخواهد کرد.
‌وسط این هیاهو، ایران کجای ماجراست؟با اینکه هنوز نفت خاورمیانه ۶۰ تا ۷۰ درصد برای جهان اهمیت دارد، ایران جایگاه خود را به‌خاطر حوادث اخیر نتوانسته در حوزه نفت و گاز حفظ کند. زمانی در این بازار قدرت اول اوپک بودیم و بعد قدرت دوم شدیم و امروز معلوم نیست چندم هستیم. باید جایگاهمان را حفظ کنیم، چون اوپک هنوز هم در بازار نفت تعیین‌کننده است و این امر نمی‌شود، مگر اینکه نفت و گازمان را توسعه دهیم و تولیدمان را به حداکثر ممکن برسانیم.
‌با تحریم‌ها که نمی‌شود…منظورم سیاست کلی است. در کنار ما عراق که گرفتار داعش و جنگ و آمریکا بوده و در یک دهه گذشته تولیدش که همیشه نصف ایران بوده، اکنون تولیدش به حدود پنج میلیون بشکه رسیده که چهار میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه را صادر می‌کند. قزاقستان در شمال ایران، ۱۱۰ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی می‌کند برای اینکه میدان بزرگ کاشاقان را توسعه داده و تولیدش را افزایش دهد و گاز را به چین و افغانستان صادر کند؛ ضمن اینکه نفتش را به دنیا صادر می‌کند. در زمان فروپاشی روسیه به آذربایجان رفته بودیم که به شرکت نفت آذربایجان کمک کنیم. آقای الهام علی‌اف که امروز رئیس‌جمهور است با من می‌آمد که در جاده فرودگاه باکو زمین نشان دهد که ما آنجا پمپ‌بنزین بزنیم. امروز شرکت سوکار آذربایجان به جایی رسیده که می‌خواهد به ایران کمک کند و تکنولوژی بیاورد. ما از نظر میزان ذخایر گازی قدرت اول و دوم و از نظر ذخایر نفتی دنیا قدرت دوم و سوم دنیا هستیم و این جایگاه که داریم درست نیست. اما از نظر تحریم، دو نوع تحریم داریم؛ تحریم بین‌المللی داریم که بسیار کشنده و ظالمانه علیه ما اعمال شده و همه در‌ها را به روی ما بسته است و واقعا وزارت نفت که امروز می‌تواند نفت بفروشد هنرمندانه این کار را می‌کند. کامل گزارش‌های تحریم را خوانده‌ام و می‌دانم آمریکا چقدر تجربه‌های گذشته را جمع کرده و علیه ما کار می‌کند. در این شرایط نمی‌توان جذب سرمایه‌گذاری خارجی و تکنولوژی مدرن را استفاده کرد و باید با همان تکنولوژی سنتی کار کنیم. در شرایط کنونی باید هدفمان ماکزیمم تولید باشد، چون هر بشکه نفت یعنی قدرت، فقط پول اقتصادی نیست. هر دکل نفتی که داشته باشیم معادل چند تانک ۲T۷ برایمان قدرت می‌آورد. باید از مزیت نسبی کشورمان حداکثر استفاده را در اثرگذاری بین‌المللی داشته باشیم. اما در شرایط تحریم باید کار دیگری انجام دهیم. ۱۰، ۱۵ شرکت که در شرکت‌های داخلی کار‌های سرویس نفتی می‌کردند مثل حفاری، خدمات چاه، لرزه‌نگاری و… را شرکت نفت تعیین صلاحیت کرده و گفته به شرکت‌های اکتشاف و تولید (E&P) تبدیل شوید و به آن‌ها پروژه می‌دهد. مسلما نمی‌شود انتظار داشت با شرایط بی‌پولی و تکنولوژی پایین، کاری را که عراق انجام داد انجام دهند. اما قطعا وزارت نفت و دولت و مجموعه حاکمیت می‌توانند شرایط ویژه‌ای را برای این شرکت‌ها ایجاد کنند که تا حدودی موفق باشند. در اجلاس اوپک حدود هفت، هشت سال قبل که شرکت کردم، کنار من رئیس شرکت ناینکس (یکی از مهم‌ترین شرکت‌های بورسی جهان) نشسته بود. از او پرسیدم چقدر در روز نفت می‌فروشید؟ به من گفت: روزی صد میلیون بشکه نفت در روز می‌فروشیم، درحالی‎که کل مصرف دنیا در آن زمان ۹۰ میلیون هم نبود. بورس‌های دیگری هم مثل نیویورک، شیکاگو، توکیو، هلسینکی و… داریم. همه بورس‌ها کار کاغذی می‌کنند. بورس ما برای این چیز‌ها ساخته نشده است. باید این کار را انجام دهیم. این کار می‌تواند نقطه شروعی برای بورس باشد که وارد بازار آینده شود و از طریق فروش کاغذی، نفت را بفروشد و درمقابل، نقدینگی را به شرکت ملی نفت ایران بیاوریم. درواقع هم بورس ما سازوکار آینده را به‎عنوان کارگزار این کار انجام دهد و هم شرکت ملی نفت تضمین کند که اگر بخواهیم کاغذ‌هایی منتشر کنیم که خریدار داشته باشد، کف قیمت را گارانتی کند و سود هم برای خریداران باشد. این یکی از راه‌حل‌های مشکل مالی است. امروز شرکت‌های نفتی ما نمی‌توانند پروژه‌های بسیار سنگین عرضه و دریایی را انجام دهند. خب پروژه‌های آسان و خشکی بدهیم. پروژه‌هایی بدهیم که تکنولوژی زیادی نیاز ندارد. این کار نیازمند غربالگری است. در جریان پروژه‌ها بوده‌ام. این غربالگری باید انجام شود و پروژه‌هایی به شرکت‌های داخلی داده شود که هم زودبازده باشند، هم بازده خوب داشته باشند و هم آسان باشند تا دوره تحریم تمام شود. بسیار معتقدم به اینکه پس از تحریم‌ها باید در سطح بسیار گسترده سرمایه خارجی جذب کنیم و نفت و گازمان را توسعه دهیم و در بازار بین‌المللی جایگاه قبلی‌مان را از نظر اقتصادی و اثرگذاری بین‌المللی و سیاسی به دست بیاوریم. /

نخست‌وزیر پاکستان و هیئت همراه با رهبر انقلاب دیدار کردند.

 

رشتکده،  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز (یکشنبه) در دیدار آقای عمران خان نخست‌وزیر پاکستان و هیئت همراه، روابط ایران و پاکستان را بسیار عمیق و مردمی دانستند و با تأکید بر لزوم استفاده از این بستر برای افزایش همکاریهای دو دولت خاطرنشان کردند: جمهوری اسلامی ایران از مدت‌ها قبل طرحی چهار ماده‌ای برای توقف جنگ در یمن ارائه کرده است و پایان این جنگ، می‌تواند تأثیرات مثبتی در منطقه به دنبال داشته باشد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار با برشمردن نمونه‌هایی از ارتباطات عمیقاً نزدیک و مردمی دو ملت ایران و پاکستان، تأکید کردند: نگاه جمهوری اسلامی ایران به پاکستان نگاه به یک برادر در همسایگی است و با وجود این فرصت بی‌بدیل، روابط دو کشور باید بسیار گرمتر و بهتر از وضع موجود باشد و امنیت مرزها ارتقاء یابد و برنامه‌های معطل‌مانده مانند خط لوله گاز تکمیل شود.

رهبر انقلاب اسلامی با تحسین دغدغه دولت پاکستان در خصوص استقرار صلح و امنیت، منطقه غرب آسیا را بسیار حساس و خطیر خواندند و با تأکید بر مراقبت همگان از بروز حادثه، از نقش مخرّب برخی کشورهای منطقه در حمایت از گروه‌های تروریستی در عراق و سوریه و ایجاد جنگ و خونریزی در یمن ابراز تأسف کردند و افزودند: ما انگیزه‌ای برای دشمنی با این کشورها نداریم اما آنها تحت اراده آمریکا هستند و در جهت خواست آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران عمل می‌کنند.

ایشان گفتند: جمهوری اسلامی ایران از مدتها قبل طرحی چهار ماده‌ای برای پایان جنگ یمن داده است و اگر این جنگ به نحو درستی پایان یابد، می‌تواند تأثیرات مثبتی در منطقه به دنبال داشته باشد.

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران آغازگر هیچ جنگی نبوده است، خاطرنشان کردند: البته اگر کسی شروع کننده جنگ در مقابل ایران باشد، بدون تردید پشیمان خواهد شد.

در این دیدار که آقای روحانی رئیس جمهور نیز حضور داشت، آقای عمران خان نخست‌وزیر پاکستان، ایران و پاکستان را دو کشور برادر خواند و گفت: همکاری‌های تهران و اسلام آباد باید گسترش یابد و ما برای روابط روی ایران حساب ویژه باز کرده‌ایم، چرا که ایران را یک شریک مهم بخصوص در حوزه تجاری تلقی می‌کنیم.

یک مجله آمریکایی با اشاره به پیشرفت‌های اخیر ایران در صنایع موشکی، گفت که این موضوع کارشناسان دفاعی رژیم صهیونیستی را دچار نگرانی می‌کند.

 

رشتکده،  مجله نشنال اینترست در گزارشی با اشاره به سامانه کنترل و هدایت موشکی «لبیک» نوشت: ایران از تجهیزاتی رونمایی کرده است که به نظر می‌رسد بتواند موشک‌های هدایت‌نشده زمین به زمین را به سلاح‌هایی هدایت‌شده[نقطه‌زن] تبدیل کند.

این گزارش با اشاره به ویژگی‌های پیشرفته گروه موشک‌های فاتح ۱۱۰ به عنوان پیشرفتی در صنایع دفاعی ایران مطرح می‌کند که این توسعه، کارشناسان نظامی رژیم صهیونیستی را دچار نگرانی می‌کند که به آن‌چه ارتش نیابتی ایران-حزب‌الله در لبنان خوانده شده توجه دارند و اداعا می‌شود این نیروها زرادخانه‌ای با ۱۵۰۰۰۰ موشک به سمت رژیم صهیونیستی نشانه گرفته‌اند.

اوزی روبین، یک کارشناس دفاع موشکی به روزنامه تایمز آو اسرائیل گفته است که «این تغییر و تبدیل به خودی خود چیز جدیدی نیست، آن‌ها سال‌هاست که این کار را انجام می‌دهند و آن‌ها پیش از این نیز این تجهیزات تبدیلی را در گروه موشک‌های فاتح ۱۱۰ نشان داده‌اند، چیزی که تازگی دارد، آیرودینامیکی بودن این موشک‌هاست که منحصر به فرد بوده و تا امروز در ایران و هیچ کشور دیگری دیده نشده است. رفتن به سمت طراحی بومی به جای بدل‌سازی کردن، نشان‌ دهنده اعتماد به نفس است.»

این گزارش در ادامه با اشاره به دسته دیگر از موشک‌های ساخت ایران مانند فلق۱ که مدعی است تا حد زیادی بر اساس طراحی‌های قدیمی شوروی سابق است، مطرح می‌کند: این که اسرائیلی‌ها نگران هستند، اعجاب بر انگیز نیست. آن‌ها که پیش از این نیز نگران بمباران‌های حزب‌الله در مجاورت مرز لبنانی اسرائیل بوده‌اند، اکنون نیز نیروهای دفاعی اسرائیل باید نگران آتش رگبار تسلیحات هدایت‌شده به سمت هدف‌هایی همچون مخازن نفتی، پالایشگاه‌های شیمیایی و فرودگاه‌های نظامی باشند. اگر این موشک‌ها قابلیت حرکت  کنترل دقیق را داشته باشند، ممکن است بتوانند رهگیری دفاع موشکی اسرائیلی همچون «گنبد آهنین» را دور بزنند.

یگان های زرهی ارتش ترکیه در راستای آمادگی برای انجام عملیات در شمال سوریه، وارد خاک این کشور شده اند.

 

رشتکده،  همزمان با آغاز شمارش معکوس برای عملیات قریب الوقوع ترکیه در خاک سوریه، تحولات مختلفی در شمال این کشور به وقوع پیوسته است.

از عملیات ترکیه حمایت نمی کنیم 
«جاناتان هافمن» (Jonathan Hoffman) سخنگوی وزارت دفاع آمریکا «پنتاگون» امروز دوشنبه اعلام کرد: وزارت دفاع این موضوع را برای ترکیه و نیز رئیس جمهوری روشن  کرده است که ما نه از این عملیات حمایت می‌کنیم و نه در آن مشارکت می‌کنیم.
در ادامه بیانیه وزارت دفاع آمریکا در این خصوص آمده است: مارک اسپر (وزیر دفاع آمریکا) به همتایان ترکیه ای خود گفته است که این عملیات دارای مخاطراتی برای ترکیه است.
ورود یگان های زرهی ارتش ترکیه به سوریه 
منابع محلی از ورود تانک‌ها و خودروهای زرهی ترکیه به خاک سوریه از گذرگاه مرزی کیلیس خبر می‌دهند.
بر اساس این گزارش، یگان‌های زرهی ارتش ترکیه با عبور از گذرگاه مرزی کیلیس، به منطقه جرابلس وارد شده و در حال حرکت به سمت ریف شمالی منبج هستند.
شبکه «الحدث» نیز با اشاره به این تحولات گزارش داد که علی‌رغم اعلام رسمی، عملیات زمینی ارتش ترکیه در سوریه آغاز شده است.
منابع مختلفی از جمله روزنامه «ینی‌شفق» نیز با انتشار کلیپ‌های ویدئویی از ورود خودروهای ارتش ترکیه به خاک سوریه، این اخبار را تایید کردند.
پیام توئیتری وزارت دفاع ترکیه
 وزارت دفاع ترکیه روز سه شنبه در یک پیام توئیتری اعلام کرد: «تشکیل یک منطقه امن/ گذرگاه صلح برای بهره مندی مردم سوریه از یک زندگی امن و بی خطر از طریق مشارکت و همکاری در ثبات و صلح منطقه امری ضروری است».
در ادامه این پیام توئیتری آمده است: «نیروهای امنیتی ترکیه هرگز تشکیل یک گذرگاه وحشت در داخل مرزهای خود را برنمی تابند. تمام تمهیدات و آمادگی ها برای [اجرای] عملیات انجام شده است».
اعلام آمادگی ارتش ترکیه برای اجرای عملیات در خاک سوریه در شرایطی صورت می گیرد که «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا به دنبال اعلام خروج نیروهای نظامی این کشور از خاک سوریه با انتقادهای فزاینده ای روبرو شده است. منتقدان این اقدام آمریکا را چراغ سبز واشنگتن به آنکارا برای اجرای عملیات نظامی در خاک سوریه قلمداد می کنند.
اما دولت ترامپ با رد حمایت آمریکا از هرگونه عملیات نظامی در خاک سوریه وعده داد که «چنانچه ترکیه دست به اقدامی فراتر از محدوده های تعیین شده [و موردنظر ترامپ] بزند، واشنگتن اقتصاد ترکیه را بطور کامل نابود خواهد کرد».
محکومیت عقب نشینی آمریکا از شمال سوریه
«نانسی پلوسی» رئیس دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا و «میچ مک کانل» رهبر جمهوریخواه مجلس سنای این کشور روز دوشنبه با صدور بیانیه هایی جداگانه تصمیم «دونالد ترامپ» برای عقب نشینی نیروهای آمریکا از شمال شرق سوریه را محکوم کردند.
نانسی پلوسی در بیانیه ای ضمن درخواست از ترامپ «برای لغو این تصمیم خطرناک»، اعلام کرد: «این تصمیم ثبات و امنیت منطقه را در معرض تهدیدی بسیار جدی قرار می دهد و به ایران و روسیه و همچنین متحدان آمریکا این پیام خطرناک را می رساند که واشنگتن دیگر یک شریک قابل اعتماد نیست».
میچ مک کانل نیز با انتشار بیانیه ای اظهار داشت: «خروج شتابناک نیروهای آمریکا از سوریه تنها به سودِ روسیه، ایران و حکومت اسد خواهد بود. و خطر گردهم آیی دوباره داعش و سایر گروههای تروریستی را افزایش خواهد داد».
مک کانل همچنین در بیانیه خود تأکید کرد که اکثریت مجلس سنا ماه ژانویه در حمایت از ادامه حضور نظامی آمریکا در خاک سوریه به نفع اصلاحیه ای رأی داد که بیانگر نگرانی دوحزبی از تداوم تهدید گروههای شبه نظامی در سوریه بود. رهبر جمهوریخواه مجلس سنا در ادامه گفت: «شرایطی که به این رأی و تصویب دوحزبی منتهی شد، امروز همچنان حاکم است».
برخی منتقدان نیز بر این باورند که این اقدام دولت آمریکا با خطر گشوده شدن راهی برای حمله ترکیه به نیروهای کُرد مستقر در این منطقه همراه است.
حمله ترکیه به مواضع کُردها
خبرگزاری رسمی سوریه (سانا) اعلام کرد که نیروهای نظامی ترکیه حمله های هوایی خود علیه مواضع نیروهای دموکراتیک کُرد سوریه در استان «حسکه»- واقع در شمال شرقی سوریه- را آغاز کردند.
تصاویر ویدئویی انتشار یافته در شبکه های اجتماعی ظاهراً نشان می دهند که در پی اعلام خروج نیروهای آمریکا از خاک سوریه، نیروهای نظامی ترکیه به مواضع نیروهای  دموکراتیک کرد سوریه در مجاورت مرز این کشور با عراق حمله هوایی کرده اند.
سانا در گزارشهای اولیه خود اعلام کرد که این حمله های هوایی تاکنون تلفاتی نداشته است.
بنا بر گزارشها، هواپیماهای جنگنده ترکیه به مرکز فرماندهی نیروهای دموکراتیک کرد سوریه در استان حسکه حمله کرده اند. گزارشهای دیگر نیز از حمله ترکیه به مواضع شبه نظامیان کُرد وابسته به یگانهای مدافع خلق خبر می دهند.
این در حالی است که «مولود چاوش اوغلو» وزیر خارجه ترکیه روز دوشنبه در گفتگو با «محمد جواد ظریف» وزیر خارجه ایران با تأکید بر حضور «موقتی» ترکیه در شمال شرق سوریه اظهار داشت که آنکارا «یکپارچگی سرزمینی» سوریه را محترم می شمارد.
محمدجواد ظریف در این گفتگوی تلفنی ضمن اعلام مخالفت ایران با هرگونه عملیات نظامی در خاک سوریه خواستار احترام به یکپارچگی سرزمینی این کشور شد.

وزیر دفاع آمریکا با بزرگ جلوه دادن کمک‌های کارشناسان آمریکایی به سعودی‌ها گفت،گروهی از متخصصان و کارشناسان ما با سعودی‌ها همکاری می‌کنند.مطمئنم آنچه آن‌ها در صحنه به دست می‌آوردند کمک زیادی به سعودی‌ها و یافته‌های ما مبنی بر این خواهد کرد که ایران مسئولیت حمله به تاسیسات نفتی عربستان را برعهده داشته است.

 

رشتکده،   در ادامه تکرار اتهام زنی‌های مقامات آمریکایی در روزها و هفته های گذشته علیه ایران، وزیر دفاع ایالات متحده بار دیگر تهران را مقصر حمله به تاسیسات نفتی عربستان در هفته‌های گذشته خواند.
به نوشته وبگاه «وزارت دفاع آمریکا» «مارک اسپر» وزیر دفاع آمریکا شنبه شب به وقت تهران در نشست خبری با پرداختن به موضوع ایران، به کمک‌های فنی، اطلاعاتی کارشناسان و متخصصان آمریکایی به سعودی‌ها اشاره کرد.
وزیر دفاع آمریکا با بزرگ جلوه دادن کمک‌های کارشناسان آمریکایی به سعودی‌ها گفت،گروهی از متخصصان و کارشناسان ما با سعودی‌ها همکاری می‌کنند.مطمئنم آنچه آن‌ها در صحنه به دست می‌آوردند کمک زیادی به سعودی‌ها و یافته‌های ما مبنی بر این خواهد کرد که ایران مسئولیت حمله به تاسیسات نفتی عربستان را برعهده داشته است.
بر اساس این گزارش، ارتش و کمیته‌های مردمی یمن چندی قبل با ۱۰ فروند پهپاد، تأسیسات نفتی «بقیق» و «خریص» وابسته به شرکت آرامکو را هدف قرار دادند که در پی آن به اذعان وزیر انرژی سعودی ۵.۷ میلیون بشکه تولید نفت این کشور به حالت تعلیق در آمد.
وزیر دفاع آمریکا با پرداختن با آخرین تحولات افغانستان و عراق از پاسخ به سئوال دیگری در مورد تداوم ماموریت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» طفره رفت و تنها به ذکر این جمله بسنده کرد که این موضوع اطلاعاتی است و نمی‌خواهد درباره آن حرفی بزند.
این در حالی است که چندی قبل منابع مطلع نظامی از بروز حادثه برای تعدادی از جنگنده‌ها و هواپیماهای آمریکا مستقر در ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن حاضر در آب‌های منطقه خبر دادند.
در جریان آن حادثه چهار فروند جنگنده «اف-۱۸ سوپرهورنت» نیروی دریایی آمریکا حین فرود یک هواپیمای دیگر بر ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن مستقر در دریای عرب آسیب دیدند.

این رفتار ترامپ در حالی بود که دمکرات‌ها به تازگی خود را برای ماجرای استیضاح آماده می‌کردند. اکنون که ترامپ به شدت تحت فشار تحقیقات استیضاح قرار گرفته، احتمالا اشتیاق او برای دیدار با مقامات ایران یا آغاز مذاکره با آن‌ها هم دوچندان شده است. اتفاقا همین اشتیاق، موجب شد تردید مقامات ایران درباره دیدار با ترامپ بیشتر شود. روحانی نگران بود که دیدار با ترامپ صرفا به فرصتی برای عکس گرفتن تبدیل شود. با این حال، در آینده هر چه فشار دمکرات‌ها بر ترامپ بیشتر شود، ممکن است جدیت او درباره تعامل با ایران نیز بیشتر شود.

 

رشتکده،  این رفتار ترامپ در حالی بود که دمکرات‌ها به تازگی خود را برای ماجرای استیضاح آماده می‌کردند. اکنون که ترامپ به شدت تحت فشار تحقیقات استیضاح قرار گرفته، احتمالا اشتیاق او برای دیدار با مقامات ایران یا آغاز مذاکره با آن‌ها هم دوچندان شده است. اتفاقا همین اشتیاق، موجب شد تردید مقامات ایران درباره دیدار با ترامپ بیشتر شود. روحانی نگران بود که دیدار با ترامپ صرفا به فرصتی برای عکس گرفتن تبدیل شود. با این حال، در آینده هر چه فشار دمکرات‌ها بر ترامپ بیشتر شود، ممکن است جدیت او درباره تعامل با ایران نیز بیشتر شود.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، با فشار‌های کم‌سابقه‌ای روبرو شده است. دمکرات‌های کنگره و برخی رسانه‌های آمریکا علیه او بسیج شده‌اند تا او را استیضاح یا حداقل بی‌اعتبار کنند و جلوی انتخاب مجدد او را بگیرند. ترامپ، تحقیقات استیضاح را «بزرگترین شکار موهومات» و «کودتا» توصیف کرد.
در ۱۰ ماه گذشته، همواره برخی منتقدان ترامپ خواستار استیضاح او بودند. رهبران دمکرات، از جمله نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان، با استیضاح رئیس‌جمهور مخالفت می‌کرد. اما در پی افشاگری یک افسر سیا درباره مکالمه تلفنی جنجالی ترامپ با همتای اوکراینی، ولودیمیر زلنسکی، نانسی پلوسی رسما آغاز تحقیقات استیضاح ترامپ را اعلام کرد.
صبح ۲۵ ژوئیه، ترامپ با زلنسکی تماس گرفت. تحقیقات استیضاح ترامپ زمانی کلید خورد که یک افسر ناشناس سیا، درباره این تماس، افشاگری کرد. این افسر ادعا می‌کند که ترامپ در این تماس، با هدف تضعیف جو بایدن در انتخابات، از زلنسکی درخواست کرده که درباره فعالیت‌های اقتصادی هانتر پسر بایدن تحقیق کند؛ به امید اینکه زلنسکی تخلفاتی کشف کند که ترامپ بتواند از آن‌ها علیه بایدن در انتخابات ریاست جمهوری آینده استفاده کند.

سایه سنگین تحقیقات استیضاح بر سیاست خارجی
اگر چه تحقیقات استیضاح به یک جدال سیاسی داخلی میان دمکرات‌ها و جمهوریخواهان تبدیل شده، اما به گفته برخی ناظران، چنین جدالی بر سیاست خارجی آمریکا هم تاثیر می‌گذارد. صرفنظر از تغییرات محتمل در سیاست خارجی، خود وزارت خارجه آمریکا هم درگیر مناقشات مربوط به تحقیقات استیضاح شده است.

روز چهارشنبه، پمپئو در یک کنفرانس خبری در پایتخت ایتالیا، برای نخستین بار به طور علنی به موضوع گفتگوی تلفنی ترامپ و زلنسکی پرداخت و گفت او به این تماس گوش کرده است. او نگفت دقیقا در این تماس چه مسائلی مورد بررسی قرار گرفته، اما مدعی شد که سیاست آمریکا این است که به اوکراین در ریشه کن کردن فساد کمک کند.

هفته گذشته، روسای سه کمیته مجلس نمایندگان به طور مکتوب به پمپئو اطلاع دادند که آن‌ها قصد دارند با برخی مقامات وزارت خارجه که از ماجرای اوکراین اطلاع دارند، مصاحبه کنند. علاوه بر این، روسای یادشده در بیانیه مشترکی، با اشاره به حضور پمپئو در مکامله تلفنی ترامپ و زلنسکی، او را متهم کردند که قصد دارد از طریق ممانعت از شهادت دادن کارمندان وزارت خارجه، رسوایی رئیس‌جمهور را لاپوشانی کند. پمپئو در پاسخ به این انتقاد، نامه شدیداللحنی خطاب به روسای کمیته‌های مزبور نوشت و آن‌ها را به «ارعاب، زورگویی و بدرفتاری» با کارمندان وزارت خارجه متهم کرد. جمعه گذشته، کورت ولکر، نماینده ویژه آمریکا در امور اوکراین، از منصب خود استعفا کرد با این حال، قرار است روز پنج شنبه در برابر سه کمیته مجلس نمایندگان شهادت دهد. کشمکش دولت ترامپ با دمکرات‌ها هنوز ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود که این جدال تا مدت زیادی ادامه پیدا کند. پاسخ تند پمپئو به دمکرات‌های مجلس نمایندگان نیز نشان می‌دهد که تحقیقات استیضاح احتمالا به کشمکشی ادامه‌دار میان دولت و کنگره تبدیل خواهد شد.

تحقیقات استیضاح ممکن است به درازا بکشد؛ برخی ناظران می‌گویند ترامپ مستأصل است و می‌خواست از طریق تعامل با ایران، تحقیقات استیضاح را تحت الشعاع قرار دهد.  

تحقیقات استیضاح و ایران
حتی اگر در نهایت، ترامپ از برکناری جان سالم به در ببرد، استمرار تحقیقات استیضاح، ممکن است ضربات جبران‌ناپذیری به موقعیت او در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ وارد کند. این تحقیقات در حالی انجام می‌شود که ترامپ تاکنون فاقد دستاورد بزرگ در سیاست خارجی است. او نه تنها، هنوز هیچ دستاورد قابل دفاعی در سیاست خارجی ندارد بلکه به خاطر روابط خارجی (مشخصا تماس تلفنی با رئیس جمهور اوکراین) در آستانه استیضاح قرار گرفته است. حتی محافل نزدیک به ترامپ هم اذعان می‌کنند که با آغاز تحقیقات استیضاح، تمرکز ترامپ بر مسائل داخلی و خارجی کمتر و کاخ سفید مشغول دفاع از رئیس‌جمهور خواهد شد. در همین رابطه، ولید فارس، مشاور سابق ستاد انتخاباتی ترامپ در امور خارجی، طی یادداشتی در روزنامه ایندیپندنت عربی، نوشت: «نتایج (تحقیقات استیضاح) هر چه باشد، فشار‌های فعلی، بدون شک بر عملکرد رئیس‌جمهور، در زمینه دستاورد‌های داخلی و سیاست خارجی تاثیر خواهد گذاشت.»

به گفته فارس، ترامپ در داخل وقت خود را بر مقابله با تلاش‌ها برای عزلش تلف خواهد کرد. در سیاست خارجی نیز، توانایی ترامپ برای اتخاذ تصمیمات بزرگ، از جمله در خاورمیانه، تضعیف خواهد شد. مشاور سابق ترامپ بر این باور است که به رغم مشغول شدن ترامپ به تحقیقات استیضاح، سیاست خارجی او در مقابل ایران تغییر چندانی نخواهد کرد. بلکه احتمالا تا زمان انتخابات ۲۰۲۰ به همین شکل ادامه خواهد داشت و بعد از انتخابات، ترامپ وارد مرحله نهایی مقابله با ایران خواهد شد.

اما گزارش اخیر نشریه آمریکایی پالتیکو نشان داد که ترامپ به شدت مشتاق یک دستاورد خارجی در رابطه با ایران است. این رسانه آمریکایی در گفتگو با مقامات فرانسوی، مدعی شد که در جریان حضور حسن روحانی در نیویورک، ایمانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، طرحی چهار ماده‌ی به روحانی و ترامپ پیشنهاد داده است و روسای جمهور ایران و آمریکا هم بر سر آن به توافق رسیدند. بر اساس این طرح، ایران تعهد می‌کند که هرگز دنبال تسلیحات هسته‌ای نرود، کاملا به تعهدات هسته‌ای پایبند شود و مذاکرات درباره یک چارچوب بلندمدت درباره فعالیت‌های هسته‌ای را بپذیرد و از طریق مذاکرات، صلح و احترام در منطقه را دنبال کند. آمریکا نیز موافقت خواهد کرد که همه تحریم‌های اعمال‌شده پس از سال ۲۰۱۷ را بردارد. طرح فرانسه هنوز به جایی نرسیده، اما ممکن است در آینده نه چندان دور به نتیجه برسد.

برخی ناظران بر این باور هستند که ترامپ امیدوار است که با آغاز مذاکرات با ایران یا دیدار با مقامات این کشور، توجه رسانه‌ها را از تحقیقات استیضاح به دیدار پرهیاهو با ایرن منتقل کند. در همین رابطه، روزنامه نیویورک‌تایمز به نقل از کلیف کوپچان، رئیس شرکت مشاوره سیاسی گروه اوراسیا در واشنگتن، نوشت: «ترامپ واقعا خواهان یک پیروزی در سیاست خارجی است، اما نمی‌تواند یک پیروزی به دست بیاورد. او فکر می‌کند گفتگو با ایران در حال حاضر بهترین فرصت اوست.» به گفته این کارشناس، ترامپ «در مجمع عمومی سازمان ملل به طور ویژه مستأصل بود. او می‌خواست هیاهوی خبری را از (موضوع) اوکراین و بایدن به یک دیدار دراماتیک با روحانی منتقل کند.»

رفتار ترامپ در جریان نشست عمومی نیز استیصال او را نشان داد. پس از اینکه ماکرون، نتوانست میان روحانی و ترامپ دیداری ترتیب دهد، به فکر برقراری یک گفتگوی تلفنی میان این دو افتاد و برای این منظور، تیمی از کارشناسان فنی را به هتل محل اقامت روحانی در نیویورک فرستاد تا یک خط تلفن امن ایجاد کنند. خط تلفن ایجاد شد و قرار بود سه شنبه شب، ۲۴ سپتامبر، ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب، روحانی و ترامپ گفتگو کنند. اما به دلیل اصرار روحانی بر تعهد علنی ترامپ به رفع تحریم‌ها، گفتگو انجام نشد و روحانی از اتاق خود بیرون نیامد. در تمام این مدت، ترامپ پشت خط تلفن امن، منتظر تماس روحانی بود. در نهایت تلفن ترامپ زنگ خورد، اما نه از طرف روحانی، بلکه از جانب ماکرون. رئیس‌جمهور فرانسه، در این تماس از ترامپ به خاطر استقبال از گفتگو با روحانی تشکر کرد و به او گفت ایرانی‌ها برای پذیرش مذاکرات به زمان بیشتری نیاز دارند.

این رفتار ترامپ در حالی بود که دمکرات‌ها به تازگی خود را برای ماجرای استیضاح آماده می‌کردند. اکنون که ترامپ به شدت تحت فشار تحقیقات استیضاح قرار گرفته، احتمالا اشتیاق او برای دیدار با مقامات ایران یا آغاز مذاکره با آن‌ها هم دوچندان شده است. اتفاقا همین اشتیاق، موجب شد تردید مقامات ایران درباره دیدار با ترامپ بیشتر شود. روحانی نگران بود که دیدار با ترامپ صرفا به فرصتی برای عکس گرفتن تبدیل شود. با این حال، در آینده هر چه فشار دمکرات‌ها بر ترامپ بیشتر شود، ممکن است جدیت او درباره تعامل با ایران نیز بیشتر شود.

کدام طرف باید گام اول را بردارد و مطمئن باشد طرف مقابل هم گام بعدی را برخواهد داشت؟ این پرسشی است که پاسخ به آن بی تردید نقطه عزیمت تهران و واشنگتن برای ورود به مذاکراتی است که نشانه‌های وقوع آن پدیدار شده است.

 

رشتکده،  «گام‌های مهمی برای تشکیل نشست ۱+۵ در نیویورک برداشته شد»؛ «همه ارکان نظام از تغییرات جزئی در برجام حمایت می‌کنند» این جملات رئیس جمهوری ایران و سخنگوی وزارت امور خارجه که طی روزهای گذشته بر پیشانی رسانه‌ها نقش بسته است و با شنیده‌های پشت پرده همراه شده است، نشان می‌دهد تدارک ویژه‌ای برای بازگشت امریکا به برجام و برپایی نشست ایران و ۱+۵ فراهم شده است.

باز شدن گره معمای اختلاف ایران و امریکا بر سر برجام چندان در شرایط جاری بی شباهت به معمای معروف یونان باستان نیست؛ به این مضمون که «اول مرغ وجود داشته یا تخم‌ مرغ؟» این معمای مغالطه‌گون قرن‌ها لاینحل باقی ماند تا زمانی‌که داروین توانست سیر فرگشت موجودات زنده را توضیح دهد و راه را برای پاسخ به این معما هموار کند. ظاهراً اختلاف نظر ایران و امریکا هم گرفتار همین معمای مرغ و تخم‌مرغ شده است. ترامپ می‌خواهد تابوی گفت‌وگوی مستقیم رؤسای جمهوری ایران و امریکا را برای نخستین بار بشکند ولو به قیمت برداشتن تحریم‌هایی که تهران برای لغو قانونی آن در کنگره امریکا اصرار دارد. متقابلاً مقام‌های ایرانی هم آمادگی خود را برای مذاکره و حتی ایجاد تغییراتی در برجام اعلام کرده‌اند اما به یک شرط؛ امریکا ابتدا تحریم‌ها را بردارد.

گام‌های مهم و جدید برای حفظ

به نظر می‌رسد چه بسا یکی از دلایل برگزار نشدن جلسه مورد اشاره حسن روحانی همین موضوع باشد. او قبل از سفر به ارمنستان گفت که آمادگی‌هایی برای برگزاری نشست ۵+۱ در نیویورک فراهم شده بود. این یعنی بازگشت امریکا به برجام و شرکت در جلسات گروه مذاکره کننده. ایران پیش از این هم همین مسیر را برای دیدار و گفت‌وگو با امریکا اعلام کرده بود منتها با یک پیش‌شرط یعنی رفع تحریم‌ها. با این وصف سخنان روحانی و آمادگی برای برگزاری این نشست یعنی زمینه‌ها برای رسیدن به یک تفاهم در قالب برجام آماده شده است. اگر چه روحانی توضیح درباره جزئیات بیشتر را به جلسه امروز هیأت دولت موکول کرده و احتمالاً درباره چرایی برگزار نشدن این جلسه مهم سخن خواهد گفت، اما اطلاعات خبرنگار «ایران» حکایت از آن دارد که بی اعتمادی دو طرف به یکدیگر، یکی از موانع بر سر تشکیل این نشست بوده است، چنان که دونالد ترامپ خواهان آن بوده که ابتدا این نشست و دیدار انجام شود و بعد او تصمیم خود درباره رفع تحریم‌ها را اعلام کند. اما هیأت ایرانی اصرار داشته که ابتدا باید رفع تحریم‌ها اعلام شود و بعد نشست برگزار شود.

کدام طرف باید گام اول را بردارد و مطمئن باشد طرف مقابل هم گام بعدی را برخواهد داشت؟ این پرسشی است که پاسخ به آن بی تردید نقطه عزیمت تهران و واشنگتن برای ورود به مذاکراتی است که نشانه‌های وقوع آن پدیدار شده است. روحانی با گفتن این که «چارچوب برگزاری نشست ۱+۵ در نیویورک فراهم شده است و این گام می‌تواند به شکل‌های دیگر ادامه پیدا کند» امیدوارانه از دسترسی به فرمولی برای اعتمادسازی اولیه جهت برپا کردن میز مذاکره سخن گفته است که گرچه بهره‌گیری از آن و رسیدن به نقطه هدف، سهل و ممتنع است اما بی تردید پیگیری این راهکار، روزنه‌های امید را برای نجات برجام و رفع تحریم‌ها زنده نگه خواهد داشت.

پیشنهاد چند ماه پیش محمدجواد ظریف درسفر به نیویورک مبنی بر تصویب زودهنگام پروتکل الحاقی در مجلس ایران در ازای تصویب لغو تحریم‌های ایران در کنگره امریکا محتوای طرحی بود که گرچه بسیاری از امریکایی‌ها بویژه چهره‌های تندروی دولت ترامپ از جمله جان بولتون، مشاور پیشین امنیت ملی امریکا از آن استقبال نکردند اما این پیشنهاد بعدها توانست به مبنایی برای چانه‌زنی‌های بیشتر میان ایران و طرف امریکایی جهت نشستن بر سر میز مذاکره تبدیل شود.

ابراز تمایل ایران به رفع نگرانی ادعایی طرف مقابل درباره بند موسوم به «غروب آفتاب» که به مدت زمان نظارت برجامی بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران باز می‌گشت، افزونه دیگری بود که ایرانی‌ها خود را برای صحبت پیرامون آن چندان بی میل نشان ندادند. چه هر دوی این اقدامات با وجه صلح آمیز برنامه‌های هسته‌ای ایران بی ارتباط نبود و طبیعتاً نمی‌توانست مانعی بر سر تحقق بخشیدن به منافع ملی ایران ایجاد کند. بروز همین نشانه‌ها کافی بود که رسانه‌ها از آمادگی ایران برای اندک تغییراتی در برجام در ازای لغو همه تحریم‌های اولیه و ثانویه امریکا سخن بگویند و تحولات را برای بازگشت امریکا به برجام با امیدواری دنبال کنند.

سید عباس موسوی، سخنگوی وزارت امور خارجه هم در نشست خبری روز دوشنبه گذشته در پاسخ به پرسشی درباره اظهارات رئیس جمهور روحانی در نیویورک مبنی بر آمادگی ایران برای «تغییرات جزئی در برجام» گفت که «این پیشنهاد از پشتوانه داخلی برخوردار است و روحانی پیش از مطرح کردن آن با مقامات داخل کشور رایزنی داشته است.» اتفاقی که وجه بارز آن می‌تواند مقدمه‌ای برای فراهم کردن زمینه بازگشت امریکا به ۱+۵ و گفت‌وگوی مستقیم این کشور با ایران باشد؛ خواستی که بیش از هر زمان در دولت دموکرات اوباما شکل گرفت و پیگیری شد اما این ترامپ بود که اگرچه بر اساس نفی سیاست‌های اوباما رأی آورد، اما خود به شیوه‌ای دیگر آن را پیگیری کرد و پس از پاسخ نگرفتن از تقاضاهای متعددش برای دیدار با روحانی، سیاست قلدرمآبانه در پیش گرفت تا ایران را از طریق اعمال فشار به این گفت‌وگو ناچار کند.
حالا که مشخص شده او نتوانسته پرونده هسته‌ای را با استانداردهای ذهنی خود حل و فصل کند، در بن‌بستی که به واسطه شکست‌های پیدا در سیاست خارجی گرفتار آنها شده و او را در آستانه دور دوم انتخابات ریاست جمهوری در بن‌بستی خودخواسته گرفتار کرده است، سفت و سخت، نیازمند گره‌گشایی از بحران رابطه با ایران است؛ بحرانی که او برای خلاص شدن از آن خود را آماده واگذاری امتیازات زیادی به تهران می‌بیند اما باید دید در روزهای آینده کدام نسخه تجویزی می‌تواند پایه‌های اعتماد اولیه را بنا کند تا معلوم شود کدام یک باید قدم اول را بردارد تا بن‌بست بشکند و طرف مقابل هم امیدوارانه به میدان بیاید.

صفحه1 از52

درباره ی ما

پایگاه خبری رشتکده، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه رشتکده عضو شوید.